تبليغاتX
ارمغان


ارمغان

هيچگاه اميد کسی را نااميد نکن، شايد اميد تنها دارايی او باشد

نوشته شده در دوشنبه 4 اردیبهشت1391ساعت 6:37 بعد از ظهر توسط ارمغان| |

خداوندا: برای دوستانم دعا میکنم

در این روزها دلشان را چنان در جویبار زلال رحمتت شستشو دهی

که هر جا تردیدی هست ایمان

زخمی هست مرهم

نومیدی هست امید

و هرجا نفرتی هست عشق جای آن را فرا گیرد...

نوشته شده در یکشنبه 6 فروردین1391ساعت 1:37 قبل از ظهر توسط ارمغان| |

گ: گذشت

ن: نداشتن ترس و هراس از تلاش

ج: جسارت برای ادامه زیستن

و: وابسته پنداشتن موفقیت خود فقط به دو نفر: خدا و خودمان

الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزو

ق: قدرشناسی نسبت به همه

ع: عمل به دانسته ها

ی: یافتن راه درست برای رسیدن به هدف

نوشته شده در سه شنبه 9 اسفند1390ساعت 11:15 قبل از ظهر توسط ارمغان| |

اگر همه راه ها به شکست منتهی شد

سطح توقعات خود را پایین بیاور

نوشته شده در جمعه 5 اسفند1390ساعت 0:30 قبل از ظهر توسط ارمغان| |

براي کسب موفقيت آسانسوری وجود ندارد ، بايد از پله ها بالا رفت

نوشته شده در دوشنبه 1 اسفند1390ساعت 11:48 قبل از ظهر توسط ارمغان| |

 

آدمی در آغوش خدا غمی نداشت/ پیش خدا حسرت هیچ بیش و کم نداشت/

دل از خدا برید و زمین نشست/ صد بار عاشق شد و دلش شکست/

به هر طرف نگاه کرد راهش بسته بود/

یادش آمد یک روز دل خدا را شکسته بود ...

نوشته شده در دوشنبه 3 بهمن1390ساعت 10:28 بعد از ظهر توسط ارمغان| |

 

 

اگر شاد بودی آهسته بخند تا غم ناراحت نشود

و اگر غمگین بودی آرام گریه کن تا شادی ناامید نشود

 

نوشته شده در دوشنبه 5 دی1390ساعت 5:2 بعد از ظهر توسط ارمغان| |

 

عشق به دیگری ضرورت نیست، حادثه است

عشق به وطن ضرورت است، نه حادثه

عشق به خدا ترکیبی ست از ضرورت و حادثه

نوشته شده در دوشنبه 7 آذر1390ساعت 5:23 بعد از ظهر توسط ارمغان| |

 

معنای بصیرت

بصیرت به معنى دانایى، بینایى، بینایى دل، هوشیارى، زیرکى و یقین است.

نزد اهل معنا، نیرویى نهانى و قوّهاى قلبى است که در شناخت حقایق تا عمق وجود و باطن ذات آن رسوخ مى کند.

راه تحصیل بصیرت

براى نیل به مقام رفیع بصیرت باید به بازسازى و اصلاح نفس خویش پرداخت.

مجاهده با هواى نفسانى و تهذیب روح از زنگارهاى گناه، و لطیف و شفاف ساختن آیینه دل به نور توحید، تنها صراط مستقیمى است که "حجاب دیدگان دل" را مى گشاید و آدمى را در معرض الهامات غیبى و مقام کشف و شهود قرار مى دهد.

1. توبه: اولین گام براى تهذیب نفس و تحصیل بصیرت است. توبه از تقصیرات و گناهان، بلکه از کوتاهى ها و جبران حق اللَّه و حق النّاسى است.

2. ذکر خدا: ذکر زبانى، قلبى و عملى، موجب بصیرت مى گردد. امیرالمؤمنین(ع) مى فرماید: »مَنْ ذکر اللَّه استبصر؛ هر کسى به یاد خدا باشد، بینایى و بصیرت یابد«.

3. هم نشینى با علما: مجالست با علما که موجب بصیرت و بینایى است. على(ع) مى فرماید: »جاور العلماء تستبصر؛ با دانایان بنشین تا آگاهى یابى«.

4. خرد ورزى: کسى که هر خبر یا مطلبى را مى شنود، فوراً نمى پذیرد، بلکه پیرامون آن مى اندیشد و آن را از صافى عقل و اندیشه هایش مى گذراند، بصیرت و بینایى مى یابد، چنان که آینده نگرى و به کارگیرى خرد در فرجام امور باعث بصیرت و بینایى مى گردد.

5. زهد: زهد و عدم دلبستگى به دنیا، از امورى است که باعث بصیرت مى گردد.

6. ارتباط با خدا: ازدیاد معرفت به خدا، انس با قرآن و معانى و معارف آن، توسل به ائمه(ع) و مناجات با خدا در خلوت مخصوصاً نماز شب از امورى هستند که موجب بصیرت و بینایى و برخوردارى از الهامات غیبى مى‏شود.

درجات و مراتب بصیرت

بصیرت باطنى و بینایى دل، درجات و مراتبى دارد. اوج آن مرتبهاى است که ائمه(ع) دارند.

امیرالمؤمنین(ع) مى‏فرماید: «لو کشف الغطاء ما ازددت یقیناً؛ اگر همه پرده ها فرو افتد، چیزى بر یقین من افزوده نمی‏شود».

اگر چه آن مرتبه از یقین مخصوص اولیاى معصوم(ع) است، ولى دیگران نیز مى توانند مراتبى را تحصیل نمایند. هر کسى نور باطنى را از فطرت خداداد خویش استخراج کند و چشم و گوشش باز شود، مى تواند خدا و نشانه هاى او را با »چشم دل« ببیند و صداى تسبیح موجودات هستى را بشنود، که به حکم »یسبّح للَّه ما فى السموات و ما فى الارض«. همه آنان که در آسمان و زمینند، تسبیح خدا مى کنند. بسیارى از واقعیتها را که با ابصر نمى توان دید، با بصیرت مشاهده مى کند، بلکه توانایى دیدن جهنم و شنیدن صداى زفیر آن را پیدا مى کند، چنان که قرآن مى فرماید: »کلاّ لو تعلمون علم الیقین لترونّ الجحیم، ثم لترونّها عین الیقین«.

آثار بصیرت

 در حدیث نبوى آمده است که در دل هر بندهاى دو دیده نهانى است که به واسطه آن دو، غیب را مى نگرد و چون خدا بخواهد در حق بندهاى نیکى کند، دو چشم دلش را مى گشاید تا به واسطه آن، آنچه را که از دیدگان ظاهریش نهان است، بتواند دید.

از شمار انسانهاى صاحب بصیرت «حارث بن مالک بن نعمان انصارى» بود. پیامبر اکرم از او پرسید: "چگونه‏اى و در چه حالى؟" عرض کرد: "مؤمن راستین و اهل یقینم". پیامبر فرمود: "علامت یقین و ایمان راستینت چیست؟" عرض کرد: "زهد و کناره‏گیرى نفسم از دنیا و دلبستگى آن، موجب شد که شبهایم را به بیدارى و عبادت و روزهایم را به روزه و تشنگى بگذرانم، از این رو به درجه‏اى از بصیرت و بینایى رسیده‏ام که گویى عرش پروردگارم را که براى حسابرسى بر پا شده است، مى بینم و بهشتیان را در حال زیارت یکدیگر مى‏نگرم و زوزه وحشتناک جهنمیان را از درون آتش می‏شنوم". پیامبر فرمود: "بنده‏اى است که خدا قلبش را روشن کرده است. حال به برکت این نور الهى صاحب بصیرت شده‏اى پس آن را حفظ کن".

این خاصیت نور باطنى یا بصیرت است که از فطرت انسان پرتو افشان مى شود و اگر منبع الهى آن (فطرت) زنده به گور نشود و غبار آلودگى ها و تیرگى هواهاى نفسانى آن را نپوشاند، همواره چشم بصیرت باطن پر فروغ خواهد بود اما اگر در پشت ظلمت گناه پنهان گردد و انسان تبهکار، حقیقت خود را نبیند، از آن رو که نورى ندارد، خود را گم مى کند و پس از مدتى خویشتن را به کلّى فراموش مى نماید.

نوشته شده در شنبه 7 آبان1390ساعت 10:53 قبل از ظهر توسط ارمغان| |

پدر داشت روزنامه می خواند پسر که حوصله اش سر رفته بود پیش پدرش رفت و گفت : پدر بیا بازی کنیم پدر که بی حوصله بود چند تکه از روزنامه که عکس نقشه دنیا بود تکه تکه کرد و به پسرش داد و گفت برو درستش کن . پسر هم رفت و بعد از مدتی عکس را به پدرش داد. پدر دید پسرش نقشه جهان رو کاملاً درست جمع کرده از او پرسید که نقشه جهان رو …از کجا یاد گرفتی؟ پسر گفت : من عکس اون آدم پشت صفحه رو درست کردم . وقتی آدمها درست بشن دنیا هم درست میشه...!
نوشته شده در سه شنبه 26 مهر1390ساعت 12:5 بعد از ظهر توسط ارمغان| |


آخرين مطالب
» امید
»
» الفبای گنج واقعی
» ...
» موفقيت
» خدا ...
» چارلی چاپلین
» عشق
» بصیرت چیست و چگونه حاصل می‏شود؟
» دنیا...

Design By : RoozGozar.com